۱۳۸۸ شهریور ۱۲, پنجشنبه

کابوس ِ شکنجه




نمی دانم خواب بودم یا بیدار

مست بودم یا هوشیار !

فقط به یاد دارم

صدایی چون گلوله ای به پرده ی گوش ام فرو رفت :

" صندلی‌‌ ِ سلطنتی !!"


به خود می پیچیدم..

سعی می کردم چشمانم را باز کنم

اما

نمی شد!‌نمی توانستم!


دستی بازویم را محکم گرفت و روی صندلی نشاندم

بار دیگر صدا!!

گلوله ای به سوی دیواره سفید ِ گوش ام!

" شلاق‌ ِ سلطنتی!!"


ترسیده بودم!

خدایا ! من کجا بودم!

ضربه ای به روی دستانم خورد!

نمی دانم چه شد که ناگهان

چشمانم باز شد ؛ من در اتاق ام بودم

مادرم بالای سرم ایستاده بود

با صدایی لرزان به او گفتم:

" مادر مگر زندانبانان سلطنتی نمرده اند !!‌ "


.


.


سیدمحمد مرکبیان / تابستان هشتادوهشت


-----------------------------------------------------

پی نوشت :

- وبلاگ شاعرنواز بعد از ماه ها بار دیگر به روز شد. برای ورود اینجا را کلیک فرمایید

آهنگ نگاه کن

شعر : زنده یاد فروغ فرخ زاد

خواننده و آهنگ : زنده یاد فریدون فرخ زاد

برای دانلود آهنگ اینجا را کلیک فرمایید

هیچ نظری موجود نیست: