نمی دانم خواب بودم یا بیدار
مست بودم یا هوشیار !
فقط به یاد دارم
صدایی چون گلوله ای به پرده ی گوش ام فرو رفت :
" صندلی ِ سلطنتی !!"
به خود می پیچیدم..
سعی می کردم چشمانم را باز کنم
اما
نمی شد!نمی توانستم!
دستی بازویم را محکم گرفت و روی صندلی نشاندم
بار دیگر صدا!!
گلوله ای به سوی دیواره سفید ِ گوش ام!
" شلاق ِ سلطنتی!!"
ترسیده بودم!
خدایا ! من کجا بودم!
ضربه ای به روی دستانم خورد!
نمی دانم چه شد که ناگهان
چشمانم باز شد ؛ من در اتاق ام بودم
مادرم بالای سرم ایستاده بود
با صدایی لرزان به او گفتم:
" مادر مگر زندانبانان سلطنتی نمرده اند !! "
.
.
سیدمحمد مرکبیان / تابستان هشتادوهشت
-----------------------------------------------------
پی نوشت :
- وبلاگ شاعرنواز بعد از ماه ها بار دیگر به روز شد. برای ورود اینجا را کلیک فرمایید
آهنگ نگاه کن
شعر : زنده یاد فروغ فرخ زاد
خواننده و آهنگ : زنده یاد فریدون فرخ زاد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر