۱۳۸۸ شهریور ۱۲, پنجشنبه

بانو روشنایی دور نیست


بانو می دانم چقدر حالت خراب و آشفته است

بوی خون تا آسمان ها هم رفته است

این را فرشته ی کودکی هایم به من گفت ..


آری دستان و چشمان من هم خسته اند !

من هم چون تو در کنار مادران و پدران رنج کشیده

آرام گریه کردم و از درون مُردم!

من هم به یاد مریم های پرپرشده در خلوت خود زار زار گریستم

اما با این همه ظلم و ستم

نباید به گوشه ی تاریکی پناه برد

نباید روشنایی را به دست فراموشی سپرد

نباید از پا گذاشتن در این جاده ی بی انتها پشیمان بود ..

یادت باشد

دعای خیر ایلیا بدرقه ی راه تو شد

خدای عیسی و محمد سرپناه راه تو شد


این را بدان

تا بر روی این کره ی خاکی پرسه می زنم

به هر پرسه ات عشق می ورزم

و به هر قدمت دعایی را فریاد می زنم ..

امروز چون قدیم و چون همیشه

به کنار دریا می روم

تو نیز به آنجا بیا

یادت که نرفته ؟

دریا همیشه منتظره عاشقانه هاست

دریا همیشه منتطره عاشقانه هاست

منتظرم ..



برای دانلود دکلمه ی شعر بالا اینجا را کلیک فرمایید


لینک دانلود تصحیح شد



هیچ نظری موجود نیست: